حس ناب خدایی ...

نترس،پرواز کن،آسمان بی انتهاست ... اما بترس از این بی انتهایی،بترس از رها شدن ...

حس ناب خدایی ...

نترس،پرواز کن،آسمان بی انتهاست ... اما بترس از این بی انتهایی،بترس از رها شدن ...

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

کلمات کلیدی

آخرین مطالب

  • ۱۶ فروردين ۹۵ ، ۱۹:۴۹ کتاب
  • ۰۵ اسفند ۹۴ ، ۱۱:۴۹ ترم 4

محبوب ترین مطالب

  • ۱۲ مرداد ۹۲ ، ۱۸:۵۶ مادر

مطالب پربحث‌تر

۱ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۳ ثبت شده است

آخرین روز نهایی (امتحان دیف) وقتی مراقب اومد کارتمو نگاه کنه برگشت گفت مثل اسمت خندانی؟!

نمیدونم چرا انقدر این حرفش بهم چسبید!! آه مراقب! دلم واسه ت تنگ میشه!!!

اینم از کلاس شیمی امروزمون که الحمدلله تموم شد! استاد(! ) گفت جزوه های هر کس تو به کیف جداگانه از تهران فرستاده میشه .... به خدا به پیر به پیغمبر همه این کارا برا اینه که به پول برسین اصلا به فکر ما نیستیم اصلا خدا ازتون نگذره .... اگه فکر ما بودیم بدون هزینه همایش میذاشتین. 

گاهی حرفا طوری زده میشن که آدم لش میخواد در برابرشون جبهه بگیره باهاشون لج کنه


گاهی هم بعضی حرفا اون قدر زده میشن که آدم دوست داره گوینده رو بگیره زیر مشت و لگد ... والله!


گاهی هم این حرفای مذهبی رو مخمه.


گاهی از حرفای قشنگ قشنگ حالم به هم میخوره، نمیخوام نصیحتم کنی فقط بهم بگو این دردی که دارم رو توام داری 


بعدشم از سعدی و حافظ و مولانا ام بدم میاد ... 1.شخصیت آدمو خورد میکنن 2. غیر از عشق حرف دیگه ای ندارن تازشم مثل آدم از عشق حرف


نزدن که ==> شما فرض کنین یه نفر کیوی ندیده بع میخوای واسه ش تعریف کنی چه شکلیه.بهش بگی رنگش شبیه اسهال ه خوبه یا شبیه 


پوست درخت ؟! الآن این مثالای سعدی و حافظ هم اندر احوالاته همون اسهال ه !


بعدشم این ادبیات و شعر و شاعری زاییده ذهن خالق بیکارش بوده بعدش ما میایم به صورت تحمیلی و تزریقی و با فشار 2 اتمسفر و با سرعت


اندکی کمتر از نور به صورت یک شهاب سنگ به سمت مغزمون پرتابش میکنیم! 


این مسئول جات محترم که تفاوتی با سبزیجات ندارن این چیزارو نمیفهمن! 


من امسال یک چیزهایی دیدم اندر احوالات این بچه های مدرسه مون به خصوص در کلاس تجربی 3 که فائزه ی عباس پور هم توشونه!


فهمیدم که 80 درصدشون با پدر ها و مادرهاشون میدرسن!!! من شاخ درارم حق میدید عایا؟!


یعنی اگه مادره یا پدره نباشه بچه هه سوسک هم نیست!


با یکی شون هم تقریبا یک ماهی روزگار گذروندم بعد بیرون که همو میدیدیم یک سلام هم بلد نبود تو دهنش بچرخونه!


حالا میفهمم چه قدر از بچه های مدرسه مون بدم میاد یک عده " فاقد مهارت اجتماعی، بی بهره از معرفت، اذیت کن که تنها خاصیتشون هم 


زرنگیشون توی درسه! البته استثنا هم داریم !


این آقای قلم چی از خدا بی خبر هم هی در عرصه های متفاوت جو میده که ای وااااای پدر ها و مادر ها چه قدر در موفقیت فرزندشان تاثیر


دارند؟ آیا میدانستید مادر رتبه ی فلان با اون شب ها درس میخواند ؟ بروووووووووو بابا 


حالا من هی دلم میخواد لج کنم جبهه بگیرم بزنم بکوبم داغون کنم 


الآن حتما میگین تاثیرات کنکوره!!! خودم میدونم یعنی ندونم هم تحمیل شده !!


الآنم دیگه نمیخوام درس بخونم اصلا از کلمه تلاش و توکل هم کلی بدم میاد!


همین

گلبرگ
۱۰ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۲:۲۹ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹ نظر