حس ناب خدایی ...

نترس،پرواز کن،آسمان بی انتهاست ... اما بترس از این بی انتهایی،بترس از رها شدن ...

حس ناب خدایی ...

نترس،پرواز کن،آسمان بی انتهاست ... اما بترس از این بی انتهایی،بترس از رها شدن ...

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

کلمات کلیدی

آخرین مطالب

  • ۱۶ فروردين ۹۵ ، ۱۹:۴۹ کتاب
  • ۰۵ اسفند ۹۴ ، ۱۱:۴۹ ترم 4

محبوب ترین مطالب

  • ۱۲ مرداد ۹۲ ، ۱۸:۵۶ مادر

مطالب پربحث‌تر

توبه

شنبه, ۵ مرداد ۱۳۹۲، ۰۹:۵۳ ب.ظ

گفتش :

" حس میکردم از دنیا بریدم،حس میکردم از همه چی از عالم و آدم زده شدم، حس میکردم جسممو نمیخوام ....

ولی حس من حس آرزوی مرگ نبود .... حس میکردم تو اون لحظه جسمم میخواد که توبه کنم! "

چه قدر جمله ی قشنگی گفت ...

هنوز تو کفشم، امشب جسم من هم نا آرومه میخواد استغفار کنم ،میخواد فقط این شب رو برای شب های از دست رفتم بیدار بمونم

روحم میخواد با خدا باشه میخواد برگرده به سرچشمه ی ابدیت،به سرچشمه ی زیبایی

اما اسیره ، اسیر تنی که همش میگه من ، من ، من ...

۹۲/۰۵/۰۵ موافقین ۳ مخالفین ۰
گلبرگ

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی